![]() | وقتی خانه شلوغ میشد از مهمان، به حیاط میآمد و فکر میکرد. به خودش. سیگار هم میکشید که اگر کسی درِ بستهی اتاق پذیرایی را باز میکرد و میپرسید چرا اینجا نشسته، بگوید دارم سیگار میکشم. نمیشود که به کسی گفت دارم فکر میکنم. مضحک به نظر میرسد. سبحان گنجی | فیسبوک | ![]() |

یک روز دیگر
خریدنویسنده: میچ آلبوم
مترجم: گیتا گرکانی

وقتی نیچه گریست
خریدنویسنده: اروین د یالوم
مترجم: سپیده حبیب

وحشت در آميتي ويل
خریدنویسنده: جی آنسون
مترجم: محمدرضا ملکی

هیولای آشپزخانه
خریدنویسنده: آر ال استاین
مترجم: کتایون شهپرراد

عشق زن خوب
خریدنویسنده: آلیس مونرو
مترجم: شقایق قندهاری
در این کتاب میخوانید: خواب مادرم، جزیرهی کورتس، عشق زن خوب، در پس صحنه، از جنبهی...

هنر رزم
خریدنویسنده: سون جو
مترجم: نادر سعیدی

هندي قلابي
خریدنویسنده: عباس خضر
مترجم: الهام مقدس

همه چی میخوام
خریدنویسنده: سیلوی بوسیه
مترجم: محمود بهفروزی

ولف کوچولو
خریدنویسنده: آن مکگاورن
مترجم: صفر صادقنژاد



















