ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

من دوست دارم غروب بیفته وسط سفر اگه اولش باشه دلم می‌گیره، اخرشم که باشه دیگه بد‌تر. از طلوع خورشید حرصم درمیاد. چون مال اونایی که فکر می‌کنند یا دوست دارن یه روز به جایی برسند، یا مال بدبخت‌هایی که مجبورند دنبال یک لقمه نون بخور نمیر صبح زود از خونه بزن بیرون. یعقوب یادعلی |  آداب بی‌قراری

آسایشگاه

صفحه اصلی / نمایشـــــــــنامه /

نمایشـــــــــنامه

آسایشگاه

نویسنده: هارولد پینتر
مترجم: بهرام قاسمی‌ نژاد
نمایشـــــــــنامه
ناشر: نشر قطره
تاریخ انتشار: 1390
148 صفحه

    این کتاب را بخرید

  • نسخه چاپی کتاب از ناکجا
    12,90€
  • خلاصه کتاب
  • نظرات شما

  • خلاصه کتاب

    بهش گفتم: نه جانم، ... آخه تو چه‏طور همچین فکری کردی؟ این‏جا آسایشگاهه. مادرِ 6457 گفت: آهان. که این‏طور. خوب، مگه این‏جا به اندازه‌ی کافی آسایش نداشت که باید میبردنش استراحتگاه؟ گفتم: ای بابا، خانمِ 6457، موضوع به این سادگی‌هام که فکر میکنی نیست... بعضی وقت‏ها آدم باید اول آسایش داشته باشه، بعد استراحت کنه. بعضی وقت‏هام برعکسه. در هر حالت، چه این حالت چه اون حالت، اول از همه، صلاح و مصلحت خود بیمار بررسی میشه. بعد گفتم: با این حساب، خیالت راحت باشه. اگه پسرت رو از این‏جا بردن یه جای دیگه، حتماً به صلاح خودش بوده.



    نظرات شما

    برای ارسال نظر ثبت نام کنید یا اگر عضو هستید وارد شوید :
    - ورود
    - عضویت

    نظر شما بعد از تایید مدیریت وبسایت منتشر خواهد شد.
    با تشکر