ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس
جملات منتخب

همزیستی واژه‌ها، گاه در غایتِ مسالمت و گاه با خشونتی بی‌امان... جمله خود سخن می‌گوید، آزاد و رها، ثبت می‌شود بر جریده‌ی عالم دوامِ آن...

  تو تیماردار مردی هستی که هرگز نتوانست از خویشتن بیرون بیاید. این برای خوب‌ترین و صبورترین زن جهان نیز آسان نیست... به لیاقت تقسیم نکردند، والا سهم من در این میان، با این قلم، و محو ‌نوشتن بودن، سهم بسیار ناچیزی بود؛شاید بهترین قلم دنیا، اما نه بهترین همسر... (نقل قول از نادر ابراهیمی)


از کسی شنیده بودم که ابراهیم یونسی توی دادگاه وقتی قرار بوده به جای اعدام، به حبس ابد محکوم شود، پای مصنوعی‌اش را درمی‌آورد و به سمت عکس شاه پرتاب می‌کند و می‌گوید اگر به خاطر این پای مصنوعی اعلیحضرت می‌خواهد من را ببخشد، من این پا و این بخشش را نمی‌خواهم.


خدایی که مرا خلق کرد، مرا مامور کرد تا ترانه‌سرایی ایران را از حالت یکنواخت عشقی و ذوقی و تکراری که در مسیر «گل من» و «دل من» حرکت می‌کرد، به راهی بیندازم که به سطحی بالاتر برود. (نقل قول از رحیم معینی کرمانشاهی)


همگی این مراحل چهارگانه شعری که در ذهن من ناچیز پدید آمد به خواست حضرت حق زمینه‌ای شد تا من آماده شوم که تاریخ ایران را به نظم بکشم. یعنی درست از همان‌جا که فردوسی قلم را به زمین گذاشت، من قلم را به دست گرفتم برای به نظم درآوردن تاریخ ایران. (نقل قول از رحیم معینی کرمانشاهی)


وقتی رضاشاه نهال این چنار‌ها را از سر تا ته خیابان پهلوی می‌کاشت، به او ایراد گرفتند که چرا داری اینطور هزینه می‌کنی؟ او هم گفته بود: شما نمی‌دانید. اینها میخ‌های طلایی‌ است که من دارم می‌کارم.