ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

آه‏های من اول فقط تا مویِ سرم بالا می‏رفت، تا جایی که قادر به دیدن آن هم نیستم؛ من اما هر بار رفتنش را تصور می‏کردم و می‏دیدم که دوباره با بادها می‏رفت. رفیع جنید |  هــــــا

ریشه

ريشه‌ی درخت‌ها در قبر تکثير می‌شد و در خون و گوشت متورم نفوذ می‌کرد. لابلای ريشه‌ها، با تکه‌تکه‌های کرم و جسد، چيزی شبيه به دراز کشيده بودم و از انتشار ريشه در جسدم، چيزی شبيه به وجد می‌آمدم. من درون درخت منتشر می‌شدم.