ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

آقا، واسه يه‏‌بار هم كه شده توى زندگى‏‌تون نشون بدين كه يه مردين... اين تفنگ رو بردارين، برين‏ پشت صحنه و يه گلوله توى مخ‏تون خالى كنين. ‏فقط يه گلوله، درد نمى‏‌گيره، هیچی حس نمى‏‌كنين... همه هم براتون كف مى‏‌زنن.   ماتئى ویسنى ‏‌یک |  تماشاچی محکوم به اعدام

نام

همه‌ی آن‌ها که می‌بایستی می‌مُردند، مُرده‌اند. همه‌ی آن‌ها که به چیزی اعتقاد داشتند و همه‌ی آن‌ها که به خلاف آن چیز اعتقاد داشتند ـ حتی آن‌هایی که به هیچ چیز اعتقاد نداشتند و بدون اینکه بفهمند خود را در این واقعه گرفتار دیدند. همه مُرده، یکسان، خشکیده، بیهوده، پوسیده. و کسانی که هنوز زنده‌اند، به تدریج آن‌ها را فراموش می‌کنند و نام‌هایشان را به اشتباه می‌گویند.


همه‌ی بدبختی‌ها را در جعبه‌ای به نام امید پر کرده‌اند. اگر همه چیز سرِ جایش بود، چه نیازی به امید بود. امید اولین داشته‌ی آدم‌ها بود در هجرتشان به زمین. چیزی می‌لنگد وقتی امیدوار زندگی می‌کنیم.