ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا می‌کرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحه‌ای همه‌ی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی.   رضا قاسمی |  وردی که بره‌ها می‌خوانند

انسان

اگه خدا از دنيايى كه ساخته راضيه، خداى‏ مضحكيه، خداى بى‌‏رحم، خداى متقلب، خداى‏ جنايتكار، خالق درد و شر انسان‏‌ها. همون بهتر که وجود نداشته باشه.


چرا كه انسان‏ نخست مى‏‌ميرد، سپس به دنبال مرگش مى‏‌گردد و سرانجام آن را مى‏‌يابد، برحسب اتفاق، در مسير پرمخاطره نورى به نور ديگر، و به خود مى‏‌گويد: عجب، پس اين بود فقط.  


  من به تازگی دریافته‌ام - و این را در خواب فهمیدم - که به خاطر یک انسان تازه که جور دیگری مرا صدا کند و هرم سوزان نفس‌هایش زیر گلویم را بی‌شرمانه بسوزاند، حاضرم این خانه، این شوهر، این بچه و باغ بزرگ پشت قباله‌ام را برای همیشه ترک کنم.


وقتی آن سوال عبث را از او می پرسیدند که اگر شرایطی پیش بیاید که او یا باید جان یک انسان را نجات دهد یا مجموعه آثار شکسپیر، بدون معطلی جواب می‌داد:"مجموعه آثار شکسپیر!"فکر می‌کرد انسان‌های زیادی زندگی می‌کنند و می‌میرند اما مجموعه آثار شکسپیر فقط یک بار به وجود می‌آید. اما حالا شاید اولین لحظه‌ای بود که فکر می‌کرد به جای آثار شکسپیر، جان یک انسان را نجات دهد، خیلی بهتر است.