ناکجا در تلگرام
توییتر ناکجا را دنبال کنید!
فروشگاه کتاب ناکجا در پاریس

تا برسيم به چهارراهی که مسیر دبيرستان دخترانه را جدا می‌کرد، فقط فرصت چهار پنج نگاه بود؛ برقی کوتاه که بايد به لمحه‌ای همه‌ی اشتياق و مهجوری را از تنی منتقل کند به تنی.   رضا قاسمی |  وردی که بره‌ها می‌خوانند

زمان

    به گمانم زمان جسمیتی دارد که همچنانکه ما از روی زمین خدا می‌گذریم جای پایمان را می‌گذاریم، حتماً زمان هم پا‌های غیرقابل تصوری دارد که وقتی بر تنمان می‌گذرد رد پایش می‌ماند


از آن زمان که برای اولین بار در همین باغ به من گفته بود «دوستت دارم» تا همین چند روز پیش که کسی دیگر، همین جمله‌ی کلیشه‌ای را برایم تکرار کرد، انگار هزار سال می‌گذرد. از آن «دوستت دارم» تا این یکی، چقدر مردم و زنده شدم، زمین خوردم و بلند شدم، بالیدم و خم شدم و فرو رفتم


چرا این همه قانون برای زمان بیداری کشف و ضبط شد و در حال شدن است، ولی یک‌سوم هر روز ما در خواب سپری می‌شود و هنوز کسی فرمول جاذبه در خواب یا محاسبه‌ی سرعت نور یا شتاب ثابت اجسام و... را در خواب کشف نکرده است.